خبرگزاری فارس: گویند انس به خدمت امام رسید تا از او اذن میدان بگیرد. در این حال انس خود را با عمامهای محکم پیچیده و ابروان بلندش را با دستمالی بر پیشانی بسته بود. امام با دیدن چهره آن پیر نورانى، گریست و فرمود: «شکر الله سعیک یا شیخ!» به گزارش خبرنگار سیاسی باشگاه خبری فارس«توانا»، 5 تن از اصحاب رسول خدا که از پیران شهر کوفه بودند در صحرای کربلا خود را به امام حسین(ع) رساندند و در رکاب ایشان جان خویش را فدا کردند. 
انس بن حارث، حبیب بن مظاهر و مسلم بن عوسجه که هرسه از قبیله بنیاسد بودند، سه تن از صحابهای هستند که توانستند خود را در کربلا به امام حسین(ع) برسانند و در رکاب ایشان به شهادت برسانند.
هانی بن عروه مرادی و عبدالله بن یقطر نیز دو تن از پیران کوفه و از صحابه پیامبر(ص) بودند که قبل از رسیدن امام به کوفه در کنار مسلم بن عقیل (ع) در شهر کوفه به شهادت رسیدند.
* انس بن حارث اسدی در کنار پیامبر
«انس» فرزند «حارث (حرث) بن نَبِیه است. پدر اَنس منسوب به «کاهل» از تیره و شاخه قبیله «بنی اسد» بوده است و این پدر و پسر هر دو از صحابه رسولاکرم(ص) بودهاند.
انس از جمله صحابهای است که روایات بسیاری از پیامبر نقل کرده که شیعه و سنی آن را گزارش کردهاند. اسم او همچنین در لیست مفتخرین جنگیدن در رکاب پیامبر (ص) در غزوه بدر و حنین است.
از جمله روایت مشهوری که به نقل از حارث از پیامبر (ص) نقل شده است: «فرزندم، حسین در کربلا کشته خواهد شد و هرکس در آنجا باشد باید او را یاری کند.»
* انس شبانه خود را به کربلا رساند
انس بعد از فوت پیامبر (ص) به کوفه بازگشته بود، اما همچنان صدای پیامبر در گوشش میپیچید که «هرکس در آنجا باشد، باید او را یاری کند» او روزها و سالها در انتظار عاشورا نشسته بود؛ حال دیگر او پیرمردی 80 ساله بود، اما احسنت بر او که به خوبی صدای قدمهای حسین(ع) را شنید و در آخرین لحظات خود را به کربلا رساند.
انس در کوفه مقامی بس بالا داشت، اما وقتی خبر توقف حسین(ع) در کربلا را شنید به همراه دو تن دیگر از اصحاب پیامبر (حبیب بن مظاهر و مسلم بن عوسجه) شبانه از کوفه گریختند و خود را به کربلا رساندند.
* مگر به کسی که در برابر فرزند رسول خدا (ص) قرار گرفته باید سلام کنم؟
میگویند انس در کربلا از جانب امامش مأمور شد که به لشکر عمر بن سعد وارد شود و جویا شود که این سپاه با این عظمت را برای چه به کربلا آورده است؟
گویند انس هنگام ورود، بر عمر بن سعد (لعنت الله علیه) سلام نکرد. عمر بن سعد (لعنت الله علیه) از او پرسید: یا انس! مگر تو ما را مسلمان نمیدانی که سلام نکردی؟ او در پاسخ گفت: «مگر به کسی که در برابر فرزند رسول خدا (ص) قرار گرفته باید سلام کنم؟»
* حسین با دیدن این پیر نورانی گریه کرد
ظهر عاشورا فرارسیده بود. تعدادی از اصحاب امام حسین (ع) در همان حمله ابتدایی به فیض شهادت دست یافته بودند و حال نوبت انس فرا رسیده بود.
گویند انس به خدمت امام رسید تا از او اذن میدان بگیرد. در این حال انس خود را با عمامهای محکم پیچیده بود و ابروان بلندش را با دستمالی بر پیشانی بسته بود، تا در حال رزم و جهاد جلوی چشمانش را نگیرد. امام با دیدن چهره آن پیر نورانى و مخلص، آنچنان منقلب شد که گریه کرد و به او فرمود: «شکر الله سعیک یا شیخ؛ اى پیر! خداوند سعى و جهاد تو را به بهترین وجه بپذیرد.»
* خاندان علی، پیروان دین خداوند بخشندهاند و خاندان زیاد پیروان شیطاناند
انس حال به جنگ با دشمنان رسول خدا رفته بود، گویی بار دیگر در جنگ بدر قرار داشت، این پیرمرد بنیاسد آنچنان جانانه جنگید که گویی جوانی تازه نفس است. او میجنگید و میگفت: «قد علمت کاهلها ودودان/و الخندفیون، قیس عیلان/بان قومی انه الاقران/لدی الوغا و سادة الفرسان/مباشر الموت بطعن آن/لسنا نری العجز عن الطعان/آل علی شیعة الرحمن/و آل زیاد شیعة الشیطان» یعنی «قبائل کاهل و دودان و خندف و بنوقیس خوب میدانند، که قوم من در وقت جنگ و رودررویی نزدیکترین افراد به حریفان و سران جنگ هستند. با ضربهای کاری دشمن را از پای میاندازیم و از هیچ ضربتی اظهار عجز و حقارت نمیکنیم، خاندان علی، پیروان دین خداوند بخشندهاند و خاندان زیاد پیروان شیطاناند.»
انس با آن که پیر بود، 18 نفر از لشکر ابن زیاد را از پای درآورد و خود به آسمان شهادت پر گشود. قاتل او، «یقتط بن ناشر الجهنی» بود.
در بیان ارج و منزلت انس بن حارث در پیشگاه اهلبیت همین بس که امام زمان (عجلالله تعالی فرجه شریف) در زیارتنامه خود (ناحیه مقدسه) بر این پیرمرد مخلص سلام میکند و قاتلش را لعن و نفرین.
انس بن حارث اسدی را انس بن حارث کاهلى نیز خواندهاند.
منابع:
فرهنگنامه عاشورا، نوشته جواد محدثی
ابصار العین فی انصار الحسین
الاصابه فی تمییز الصحابه
| Design By : Pichak |

