ام‌کلثوم، بزرگ راوی و خطبه‌خوان حادثه عاشورا

خبرگزاری فارس: ام‌کلثوم بانویی که پیام عاشورای برادر و مولایش حسین‌بن علی (ع) را از عمق جان سوخته‌اش تا پایان عمر به مردم زمانه خویش رساند....

  
* ام‌کلثوم، بزرگ راوی و خطبه‌خوان حادثه عاشورا

ام کلثوم، دختر علی‌بن‌ابی‌طالب (ع) و حضرت فاطمه زهرا (س) یکی دیگر از شیر زنان کربلایی است که در سال هشتم هجرت پس از حسنین (ع) و حضرت زینب (س) در شهر مدینه دیده به جهان گشود.
هنگام شهادت حضرت زهرا (س) ام کلثوم همچون برادران و خواهرش در سوگ مادر محزون شد. او در حالی‌که روپوشی بر تن و چادری بر سر کشیده بود، رسول خدا ( ص) را مخاطب قرار داد و ناله‌ای جانسوز برآورد که «یا رسول‌له! گویا تو را از دست داده‌‌ایم و درد فقدان دوری شما را دوباره احساس کردیم.» و نیز نقل است هنگامی که امیرالمؤمنین علی (ع) توسط ابن‌ملجم مرادی ضربت خورد و ایشان را به منزل بردند، امام علی (ع) چشمان خود را گشود و به ام‌کلثوم که پایین پای پدر نشسته بود، نگاهی کرد و فرمود «اکنون به سوی خداوند مهربان سفر می‌کنم» و زمانی که این بانو این سخن پدر را شنید، به شدت گریست و ناله‌ای سر داد و به سوی ابن‌ملجم رفت و آن ملعون را ملامت کرد.
حضور ام‌کلثوم به همراه برادرش امام حسین (ع) در کربلا از جمله حوادث مهم زندگی این بانوی کربلایی به شمار می‌رود. ایشان پس از عاشورا به همراه خواهرش، زینب (س) از قافله‌سالاران اسیران آل محمد (ص ) بود که راهی کوفه و شام شدند.
خطبه‌ها و سخنانی از ام‌کلثوم در تاریخ و کتاب‌های مقتل در خصوص جریان اسارت در کوفه و شام نقل شده است که برخی از مورخان، ایشان را «ام کلثوم کبری» و برخی «ام کلثوم وسطی» دانسته‌اند.
پس از آنکه کاروان اسرای اهل‌بیت امام حسین (ع) را از کربلا وارد کوفه کردند، ام‌کلثوم این شیر زن کربلایی، در حالی که صدایش به گریه بلند بود، این خطبه را قرائت کرد: «ای اهل کوفه! وای بر شما! چرا حسین (ع) را کوچک شمردید و او را کشتید؟ اموال او را به غارت بردید و زنان او را اسیر نمودید و آنگاه بر او گریه می‌کنید! وای بر شما! هلاکت و بدبختی بر شما باد! آیا می‌دانید چه گناه بزرگی مرتکب شدید؟ و چه جنایتی را به گردن گرفتید؟ و چه خون‌هایی را به ناحق ریختید؟ و چه پرده‌نشینانی را از پرده بیرون افکندید؟ و چه خانواده‌ای را زینت و زیور عریان گردانیدید؟ و چه اموالی را غارت بردید؟ و چه کسی را کشتید که بعد از رسول خدا (ص) هیچ کس به مقام او نمی‌رسید؟ رحم از دل‌های شما برداشته شد، آگاه باشید که تنها حزب خداوند رستگارانند و حزب شیطان زیانکارانند».
سپس این اشعار را خواند «برادرم را کشتید. وای بر مادرانتان باد! به زودی به آتشی گرفتار می‌شوید که شعله‌هایش زبانه می‌کشد. شما خونی را پایمال کردید که خدا و قرآن و پیامبر (ص) ریختنش را حرام کردند. شما را به آتش جهنم مژده می‌دهم. هر آینه شما فردای قیامت در ژرفنای آتشی خواهید بود که شعله‌هایش بر می‌خیزد. من همواره بر برادرم خواهم گریست. آری، با اشک چشم فراوان که هرگز انقطاع ندارد، می‌گریم. این گریه هرگز پایان‌پذیر و خاموش‌شدنی نیست».
و در این هنگام بود که صدای گریه و ناله از مردم برخواست، طوری که زن‌ها گیسوان خود را پریشان و خاک بر سر پاشیدند و چهره‌های خود را خراشیدند و در حالی که سیلی به صورت می‌زدند، فریاد «واویلا» و وامصیبتا سرمی‌دادند و در کنار آنها مردها با گریه و زاری محاسن خود را می‌کندند و پیش از این اتفاق، هیچ زمانی دیده نشد که مردم بیش از آن روز گریه کنند.

* ویژه‌نامه محرم و صفر خبرگزاری فارس/490